تفکر شرلوک هلمزی
بیننده یا خواننده داستانهای شرلوک واقعا حق دارد که مجذوب این شخصیت بشود.
بیننده یا خواننده داستانهای شرلوک واقعا حق دارد که مجذوب این شخصیت بشود.
هر کاری که لازم باشد انجام دهی . البته اهداف باهم فرقهایی دارند . اهدافی که بیش از حد شما را ب
ه چالش میکشانن مناسب نیست . اهدف شما باید واقع بینانه باشند و شما امکان دست یابی به آنرا ا
ز نظر منطقی داشته باشید.
اغلب اهدافی که صرفا از روی احساس به وجود می آیند یا غیر قابل دست یافتن هستند و یا در تند باد
احساس از بین می روند ولی اگر اهداف عقلایی باشند راههای رسیدن به آنرا میتوان محاسبه و ژیش بینی کرد.
البته منظور ما در اینجا این نیست که صرف هدف نباید برای احساس باشد بلکه منظور ما این است که
حتی اگر اهدافی دارید که احساس شما شما را به آن سوق میدهد برای رسیدن به آن اهداف هم
بایستی حسابگر باشید و در شناسایی راههای رسیدن به آن از قدرت تفکر منطقی استفاده کنید.
نداشتن هدف از خاموشی احساسی حکایت می کند. اگر تمایلی به ایجاد هدف در خود ندارید باید به
احساسات خود نیز رجوع کنید و ببینید که کدام یک از احساسات شما بی جواب مانده است و یا آنرا
سرکوب کردهاید.البته منظور احساسات طبیعی است که هر عقل سالمی به آن حکم می دهد.
مستلزم ابزارهایی است که بعضی از آن ابزارها را شما دارید و بعضی را هم به کمک آنچه دارید باید برای
هدفمند شدن بدست آورید .
آن ابزارهایی که خود شما به آن مجهزید فقط نیازمند شناسایی است در واقع باید آنها را فقط شناسایی
کند و در ادامه بحث این ابزارها معرفی خواهند شد و آنچه که نیازمندید برای ایجاد هدف.
احساسات منفی ناشی از نداشتن هدف است اگر شما هدف مشخصی داشته باشید احساسات
منفی نمی توانند در شما رسوخ کنند . همانطور که بیان شد هدفمندی یک امر انفعالی نیس و کاملا
فعال است . و نقش شما در ایجاد آن غیر قابل انکار است . شما نباید منتظر بمانید که کسی یا چیزی
باعث تحول در شما شود نمی گیم که امکان ندارد ولی چرا باید وقتی خودتان می توانید به راحتی تغییر
کنید باید منتظر اتفاقاتی باشید که شاید آن اتفاق باعث تحول در شما گردد.
این نکته را تاکید می کنم که ما مطالب این وبلاگ را طوری تنظیم کردهایم که شما به راحتی بتوانید به
ایجاد تحول در خود باعث شوید . به یا داشته باشید که بعضی ها به تغییر و بعضی ها به تحول نیازمندند.
و شما با خواندن مطالب این مقوله به این موضوع پی خواهید برد که از کدام دسته از افراد هستید هر
چند در نهایت فرقی در اصل موضوع یعنی شادی و موفقیت ندارد ولی در شناخت خودتان که تا چه حد
بیمار گونه به مسائل و محیط اطراف خود می نگریستید بسیار اهمیت دارد.
به امید موفیت و شادکامی شما هموطنان عزیز
شادی را هم به دنبالش تجربه می کند و هر کس شاد است زمینه ذهنی خوبی
برای موفقیت دارد و نهایتا به راحتی میتواند نسبت به افراد ناراحت به اهدافش دست
پیدا کند .
انسان ناراحت و غمگین تمام نیروهای خود را برای رسیدن به موفقیت محدود و حتی
متلاشی میکند.
اگر انسان بتواند بر ناراحتی های خود فئق آید می تواند موفقیت را تجربه کند .وقتی
میگویند انسان شکست خورده متاسفانه ذهنیتی که بوجود می آید به صورت مطلق
هست . غافل از اینکه آن شخص در یک زمینه شکست خورده است و موفقیتهای
زیادی هم داشته است . از طرف دیگر انفعال آن شخص از طرز تصور دیگران از وی
تاثیرات نامطلوبی بر می میگذارد و منجر به ناراحتی و از بین رفتن زمینه های شادی
در می میگردد.
اجازه دهید تا بحث مفصل را به فصل های مربوطه به خود واگذار کنیم . و به عنوان
مقدمه بحث یک جمله کافی است که شما نیز قطعا میتوانید با شادی و آرامش
زندگی کنید و موفقیت را تجربه کنید .
اگر شما خوننده عزیز ادامه بحث را از این وبلاگ دنبال کنید مطمئن باشید که شما نیز
میتوانید همانند بقیه و حتی اشخاص مهروف و نامدار به موفقیتهای بزرگی دست
یابید.